ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

588

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

الاشقر به دمشق آمد اقوش را به امارت حلب فرستاد و اين حال جز اندك زمانى نپاييد . ] [ 1 ] امير قلاون وزارت خويش را به برهان الدين الخضر بن الحسن السنجارى [ 2 ] داد . آنگاه مماليك صالحى را گرد آورد و بر اقطاعاتشان بيفزود و مراتب دولتى را به ايشان داد و مماليك ظاهرى را از كارها دور كرد و به زندان فرستاد و از فساد منع كرد ، ولى روزى ايشان نبريد . چون به جزاى خويش رسيدند ، آنان را آزاد كرد و كارش به استقامت آمد . و للّه تعالى اعلم . خلع سلامش و حكومت الملك المنصور قلاون سلطان سيف الدين قلاون از قفچاق بود . از قبيله‌اى به نام برج اعلى ( ؟ ) كه از آنها سخن گفتيم . قلاون غلام علاء الدين اقسنقر الكاملى [ 3 ] از موالى الملك الصالح نجم الدين ايوب بود . چون علاء الدين درگذشت در زمرهء موالى الملك الصالح درآمد . در باب شهامت و استقامت اين دسته از موالى سخن گفته‌ايم . قلاون در عهد دولت الملك المظفر قطز همراه با الملك الظاهر بيبرس به مصر آمد . چون الملك الظاهر به حكومت رسيد او را به خود نزديك ساخت و از خواص خود قرار داد و داماد خويش ساخت . قلاون پس از بيبرس با پسرش ، الملك السعيد محمد بركه خان بيعت كرد . چون امرا از الملك السعيد بريدند و او را خلع كردند به امير قلاون روى آوردند ولى او برادر الملك السعيد يعنى سلامش بن الملك الظاهر را به پادشاهى نامزد كرد . امرا نيز به سبب فرمانبردارى كه از او داشتند با سلامش موافقت كردند . اين موافقت دو ماه مدت گرفت تا عاقبت قلاون به خواست آنان گردن نهاد . در ماه جمادى الاولاى سال 678 با او بيعت كردند و او زمام امور را به دست گرفت و بسيارى از باجها و خراجها را لغو كرد و وظايف را ميان امرا تقسيم نمود و بسيارى از مماليك خود را فرماندهى هزاره داد و بر اقطاعات آنان افزود در همان آغاز عز الدين آيبك الافرم الصالحى را از بند برهانيد و بار ديگر نيابت مصر را به او داد . اينك نيز كه با او بيعت شده بود خواست او را در مقام خويش ابقاء كند ، ولى او استعفا خواست . آنگاه حسام الدين طرنطاى را جانشين وى كرد . همچنين مملوك خود علم الدين سنجر الحلبى [ 4 ] را رياست دواوين داد . برهان الدين السنجارى را در مقام وزارت ابقا كرد . سپس او را عزل كرد و فخر الدين ابراهيم بن لقمان را به جاى او معين نمود . عز الدين ايدمر الظاهرى را ، كه جمال الدين اقوش به هنگامى كه سپاهيان شام را در بلبيس از الملك السعيد بن الظاهر جدا كرده بود در بند كرده بود ، همچنان كه در بند بود بياوردند . فرمان داد او را در بند

--> [ ( 1 ) ] بين دو قلاب در متن مغشوش بود و از تتمه المختصر اصلاح شد . ج 2 ، ص 324 . [ ( 2 ) ] متن : برهان الحصرى السخاوى . [ ( 3 ) ] متن : الكابلى . [ ( 4 ) ] متن : الشجاعى .